العلامة المجلسي
5
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
سدير صيرفي گويد : « من ومفضّل بن عمر وأبو بصير وأبان بن تغلب به محضر مبارك امام صادق صلوات اللّه عليه شرفياب شديم . ديديم حضرت بر روى خاك نشستهاند وعبايى بىيقه پوشيدهاند كه آستينهايش كوتاه بود ودر آن حال مانند پدر فرزند مردهء جگر سوخته گريه مىكردند وآثار حزن از رخسار مباركشان پيدا بود ؛ به طورى كه رنگشان تغيير كرده ودر حالي كه كاسهء چشمشان پر از أشك بود مىفرمودند : سيّدى ! غيبتك نفت رقادي وضيّقت عليّ مهادى وابتزّت منّي راحة فؤادي سيّدى ! غيبتك أوصلت مصابي بفجائع الأبد وفقد الواحد بعد الواحد ، يفنى الجمع والعدد . . . آقاى من ! غيبت تو خواب را از من ربوده وبستر آرامش را بر من تنگ نموده وآرامش جانم را سلب كرده . سرورم ! غيبت تو مرا به فاجعهاى هميشگى كشانده است كه ما را يكى بعد از ديگرى مىربايد وجمع ما را برهم مىزند . . . » « 1 »
--> ( 1 ) . غيبت طوسي / 167 وكمال الدّين 2 / 352 ومنتخب الأنوار المضيئه / 179 وبحار الأنوار 51 / 219 .